کد خبر: 1366370
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
حمیدرضا شاه‌نظری

این روز‌ها به طرز عجیبی، علی‌رغم توصیه‌های مکرر امام شهید و نیز امام حاضر انقلاب اسلامی مبنی بر ضرورت حفظ وحدت و حتی بدیهی بودن این موضوع از منظر عقل سلیم در شرایطی که دشمن در مرز‌ها منتظر خطا و اشتباهی از ناحیه ما است تا زمینه را برای ضربه زدن شدیدتر پیدا کند، حتی مقدس‌ترین و بدیهی‌ترین موضوعات هم دستمایه ایجاد شکاف و دوقطبی جامعه قرار گرفته است، آن هم از سوی کسانی که بیشترین داعیه انقلابی‌گری را دارند. 
چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی با نقد بی‌عملی مسئولان نسبت به انتقام خون امام شهید، مجری برنامه به نیرو‌های نظامی و مسئولان توصیه کرد که: «هرچی تیر در کمان دارید بزنید، برای کدام فردا نگه داشتید؟ ما دیگه خطوط قرمزی نداریم.» این بیان دردمندانه البته با سخنان بسیار زشت و تعابیر موهن در مورد معامله خون شهدا و امام شهید با دشمن توسط برخی اکانت‌های نزدیک به یک جریان سیاسی همزمان شده و تبدیل به یکی از محور‌های عملیات شناختی برای ایجاد شکاف در کشور و بدبینی نسبت به کارگزاران شده است. اینها، صدا‌هایی است که دردمندانه یا مغرضانه بدون توجه به مقدورات و ملاحظات، بدون سنجش تدابیر و بدون محاسبه نتایج، همه چیز را به پای یک واکنش آنی و احساسی می‌ریزند. اما آیا این تجویز و توصیه، همان مسیری است که رهبر شهید برای ما ترسیم کرد؟ آیا شهادت همه امامان معصوم ما، برای آن بود که ما در طوفان خشم، میراث گرانبهای آنان را به آتش نبرد نابرابر و بدون تدبیر بسپاریم؟
در مکتب اهل بیت (ع)، شهادت نه یک پایان، که یک تحول وجودی است؛ تحولی که در آن، حیات فردی به حیات جمعی پیوند می‌خورد و ایده بر شخص تقدم می‌یابد. امام حسین (ع) در عاشورا، با شهادت خود، نه تنها راه را نبست و بن‌بست ایجاد نکرد، بلکه مشعل هدایت را برای قرن‌ها فروزان ساخت. همه امامان ما تا آخرین نفس، برای حفظ اسلام و قرآن جان دادند؛ اما هرگز، شهادت آنان، به معنای پایان راه نبود. شهادت، تیری است که بر پیکر دشمن می‌نشیند، نه بر پیکر جبهه حق. رهبر شهید ما نیز با شهادت خود، کاروان انقلاب را به میدان جدیدی کشاند؛ میدانی که در آن، ما باید میراث‌دار راه او باشیم. بله دشمن با به شهادت رساندن ناجوانمردانه امام مظلوم ما، خط قرمز بزرگی را درنوردید؛ اما خط قرمز اصلی ما، نظام مقدس جمهوری اسلامی و بقای امت بوده و هست و این، همان اصلی است که امام خمینی (ره)، با نگاهی فراتر از زمان، آن را ترسیم کرد. 
امام خمینی (ره)، در اول فروردین ۱۳۶۲، در جمع مسئولان نظام، فرمودند: «امروز ما مواجه با همه قدرت‌ها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح‌ریزی می‌کنند؛ برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیف‌هایی است که خدا دارد؛ یعنی، حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر - و لو امام عصر باشد - اهمیتش بیشتر است؛ برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می‌کند برای اسلام. 
همه انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند.» این جمله، نه یک شعار عاطفی، که یک اصل غایت‌شناختی در فلسفه سیاسی شیعه است. امام با این بیان، به ما آموخت که هستی نظام مقدس اسلامی و حفظ اسلام، شرط امکان تحقق همه آرمان‌هاست از جمله قصاص خون مظلومان. 
جمهوری اسلامی، ماحصل قرن‌ها مجاهدت انبیا، صلحا و ائمه شهداست؛ امانتی الهی که به دست ما سپرده شده و حفظ آن، واجبی عینی و همگانی است. اگر ما در مسیر انتقام یا فریاد انتقام‌خواهی با ایجاد شکاف و نِقار، این نظام را به مخاطره بیندازیم، در حقیقت، به آرمان والای رهبر شهید که حفظ و اعتلای همین نظام بود و برای آن، همه هستی‌اش را داد، پشت کرده‌ایم. پس امروز، وظیفه ما، پیش از هر چیز، حفظ همان ودیعه الهی یعنی جمهوری اسلامی است و باید با همین جمهوری اسلامی و قوی‌تر شدن آن، زمینه قصاص آمران و قاتلان امام عظیم‌الشأن مظلوممان را فراهم کنیم. 
چه انتقامی از دشمن جنایتکار بالاتر از آنکه نظامی را که او می‌خواست نابود کند، با قدرت بیشتر حفظ کنیم و به اوج تمدن برسانیم؟ امام شهید ما بار‌ها مسیر پنج‌مرحله‌ای انقلاب را ترسیم کردند، از انقلاب اسلامی تا تمدن اسلامی و بار‌ها بر غلبه نرم‌افزاری و قدرت تمدنی تأکید فرمودند؛ غلبه‌ای که با شتاب و هیجان کور حاصل نمی‌شود، بلکه با صبری راهبردی و قدرتی پایدار رقم‌می‌خورد. 
البته این سخنان، نافی ضرورت و وجوب قصاص خون شهدا و در رأس آنان قصاص خون امام شهید بی‌بدیل ما نیست. بلکه به این معناست که این قصاص باید در راستای این هدف کلان باشد، نه نافی آن، و با تدبیر باشد، نه با شلیک تمام تیر‌های موشک‌هایمان و بالا بردن دست تسلیم بعد از اتمام توان نظامی! درباره انتقام خون شهدا حتی تاریخ کربلا برای ما دو الگو ترسیم کرده است؛ الگوی سلیمان صرد خزاعی که با شهادت‌طلبی هیجانی و صرفاً از سر رفع تکلیف یا در پاسخ به احساسات خود، سپاهیان خود را به کشتن داد و نتیجه‌ای جز شکست به دست نیاورد و الگوی مختار ثقفی که با صبر و تدبیر، حکومت را به دست گرفت، قدرت خود را تقویت کرد و آنگاه، در زمان مناسب، قصاص خون امام حسین (ع) و یارانش را در بهترین وجه ممکن بر تک تک قاتلان اجرا کرد. مختار، پیش از آنکه به فکر شلیک آخرین تیر باشد، به فکر قدرت پایدار بود؛ قدرتی که بدون آن، هر اقدامی به شکست می‌انجامد. 
امروز نیز، ما در برابر قوی‌ترین طاغوت‌ها و مستکبرین تاریخ بر سر همین دو راهی قرار داریم و جالب آنکه امام شهید ما، خود بار‌ها بر این راه دوم تأکید فرمودند و ما را به صبر انقلابی و افزایش قدرت تمدنی و قوی شدن فراخواندند. این راهبرد، ریشه در یک نگاه عمیق فلسفی دارد که بقا شرط غلبه است و غلبه در گرو قدرت پایدار. امروز، بزرگترین و ماندگارترین انتقامی که می‌توانیم از دشمن جنایتکار بگیریم، قوی شدن در همه عرصه‌ها و شکست تمدنی او از طریق ظهور یک ایران قوی است. حتی شکست نظامی دشمن هم با ظهور تمدن قوی ایرانی- اسلامی محقق خواهد شد. 
ما باید با خون پاک امام شهید و همه شهیدان مظلوم ایران، فلسطین، لبنان، عراق و یمن عهد ببندیم که هرگز از قصاص آمران این جنایت‌های بیشمار دست نخواهیم کشید. اما این قصاص، در زمان خود و با قدرت مضاعف تمدنی و در چارچوب تدبیر الهی امام حاضر رقم خواهد خورد؛ قصاصی که در حیات طیبه تمدنی تجلی می‌کند. ما با قدرت تمدنی، دشمن را به زانو در خواهیم آورد، نه با حرکات احساسی و خالی از تدبیر. 
شهادت امام و رهبر ما، نه پایان راه که آغاز فتح‌الفتوح جدیدی برای انقلاب اسلامی است. او زنده است، در دل‌های ما، در اراده ما و در آینده‌ای که مجد و عظمت اسلام همه جهان را فرا گرفته و مستکبرین را به پایین کشانده است. این آینده با دستان ما ساخته خواهد شد و ما با حفظ میراث امام خامنه‌ای کبیر و با محقق کردن ایده‌ها و نظریه‌های او، همه دشمنان را به زانو درخواهیم آورد و همه مستکبرین را نابود خواهیم کرد، بِعون الله تعالی.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار